حسن حسن زاده آملى

59

ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ( فارسي )

است و اين حجب تعيّنات و انيّات آنهاست پس علم آنها به خودشان علم حضورى و شهودى است كه علم به همان مرتبهء حجاب است و علمشان به حق تعالى از ما وراى حجاب است كه ما وراى خودشان مىباشد پس عالم ادراك نمىكند حق تعالى را آن چنان كه خود را ادراك مىكند پس هيچگاه حق را به ذوق شهودى ادراك نمىكند . فما جمع الله لآدم بين يديه إلَّا تشريفا . پس الله تعالى جمع نفرمود در آدم صفات جمالى و جلالىاش را كه تعبير به يدين شده بود مگر براى تشريف و تكريم آدم . چنان كه حق جلّ و علا فرمود : * ( لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْناهُمْ في الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ) * ( إسراء : 71 ) ( برّ مظهر صفت جمال و بحر مظهر صفت جلال ) پس آدم جامع جميع صفات الهيه است و عينش متصف است به جميع صفات كونيه پس در نزد او حاصل است جميع ايادى معطيه و آخذه « 1 » . آسمان ، مرد و زمين ، زن در خرد هر چه آن انداخت اين مىپرورد و لهذا قال لإبليس : * ( ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ ) * و ما هو الَّا عين جمعه بين صورتين صورة العالم و صورة الحقّ ، و هما يدا الحقّ . چون آدم جامع يدين است . خداى متعال به ابليس فرمود : * ( ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ ) * « 2 » ( ص : 75 ) و اين تشريف نيست مگر عين جمع و در برداشتنش هر دو صورت را هم صورت عالم را كه حقايق كونيه است و هم صورت حق را كه حقايق الهيه است كه اين دو صورت دو دست حقّند . « 3 » چون فاعل و قابل در حقيقت شيء واحدند كه گاهى در صورت فاعليت ظاهر مىشوند و گاهى به صورت قابليت . از آن دو تعبير به يدين شد . پس يمين آن دو صورت فاعليه است ( كه ايادى معطيه‌اند ) و متعلق به حضرت ربوبيت و يسراى آن دو ( چپ ) صورت قابليت است كه متعلق به حضرت عبوديت است و كلمه اى كه جامع هر دو است اين است كه بگوييم صفات

--> « 1 » معطيه : قوا و ايادى فعليه‌اند ( كه مىبخشند ) و آخذه : قوا و ايادى انفعاليه‌اند ( كه مىپذيرند ) معطيه قواى ما وراى طبيعتند كه مفيضند و آخذه قواى عالم ماده ( ناسوت ) اند كه هر نقش و فيض از ايادى معطيه هبه شد و افاضه گرديد مىپذيرند . « 2 » سورهء ص به نهر و آب و خلاصه مطهر تعبير شده كه خوب است سورهء نافله عشا باشد . « 3 » يمين اقوى الجانبين است . يمين ، يمن و بركت از راست است كه اقوى الجانبين است .